يا صديقي انت حبيبـي

حمد و سپاس خدايي را سزاست كه تير حتمي قضايش را هيچ سپري نمي شكند و لطف و محبت و هدايتش را هيچ مانعي باز نمي دارد و هيچ آفريده اي به پاي شباهت مخلوقات او نمي رسد.

و ربک الغفور ذو الرحمة

و ربک الغفور ذو الرحمة



شاید وقتی دیگر که صبح صادق بدمد و "هو" حضرت مهدی(عج) را به جهان هدیه نماید

و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علی ما آذیتمونا و علی الله فلیتوکل المتوکلون

 

خدائی ای یگانه آرامه جان

قلبم پر از اندوه و درد است و چاهی برای فریاد و ناله و سوز درون نمی یابم

کاش من نیز همچون علی(ع) مهربانت که توان گرفتن دانه ای را حتی از مورچه نداشت ؛ نخلستانی داشتم که در آن خون گریه کنم

ای یاری رسان بی نیاز از یاری

برای تو و با اجازه از حضرتت آغاز نمودم و خواستم که دلگویه هایم را و عاشقانه هایم را در فضایی آکنده از حضورت و در آسمانی پر از نور وجودت بسرایم

شعرهایم را تقدیم رحمت و مهرت نمودم و قلمم شد همه آنچه رضای تو در آن جاری بود

حال نیز از حضرتت اجازه گرفتم که تا وقتی آسمان صداقت بار دیگر فضای روحانی و معنوی را به ما هدیه ننماید ؛ ننویسم ،

نازنین بی بدیل و بی همتایم

غم و اندوهم را نمی توانم فریاد بزنم و اشکهایم را نمی توانم بزدایم چه سخت شده تنفس ،

مولای مهربانم

به کتابت پناه بردم تا برایم بگویی در این حیرانی و سرگردانی و شرمندگی از .....و تو چون همیشه با مهرت مرا سربلند فرمودی که :

 

او جز خدا کسى را مى‏خواند که نه زیانى به او مى‏رساند، و نه سودى‏؛ این همان گمراهى بسیار عمیق است‏. «12» او کسى را مى‏خواند که زیانش از نفعش نزدیکتر است‏؛ چه بد مولا و یاورى‏، و چه بد مونس و معاشرى‏! «13»  سوره حج

 

مراببخش معبود محبوبم و چون همیشه رحمتت را و رأفتت را سایه بان وجودم فرما و مرا در پیشگاه حضرتت سرفراز نما که رفتن را بر سکوت رجحان نمودم .

 

 

تا ابد بر من بتاب ، ای آفتاب زندگانی

ای دلیل بودنم ، ای آتش در دل نهانی

تا منم با تو ، همه بودن بُوَدْ بُود ِ وجودم

بی تو من ، تنهاترین تنهای قلب بی سجودم

ای چراغ روشن هستی من ، بر من بتاب

ای امید وصل تو در تار وپود ، از من متاب

سر به سجده ، بوسه بر خاک و زمینت می گذارم

دل که خسته ، جان بر بانگ رحیلت می گذارم

صبح من بی تو بُود ، شامی سرد و تاری

شام من با تو بُود ، نورانی از روح ِ تعالی

خوب من ، ای اولین و آخرین معبود عالم

عشق من ای نازنین ، تنهاترین مسجود عالم

دوستت دارم خدا ، بامن بمان تا صبح جاوید

دوستم دار و بگیر ، از جان من رنج مَشادید

 

میدا

٢۴/٣/٨٨

 

 

  
نویسنده : میدا بارش یکشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸۸
    نغمه هاي مهرباني : ()    +


ای همه مهر

 

 معبودم

ای یگانه عشق ، ای تنها آیه ی دوست داشتن ، و ای شیرازه ی بودن و سرچشمه ی خواستن ، ای حبیب قلوب عارف و عزیز دلهای عاشق

مولایم

ای که جز تو همه هیچ و بی تو همه هیچ

مولایم

ای سرچشمه عشق و زندگی ، ای مایه ی حیات ابدی ، ای شور و شوق بودن و ای شعله ی رفتن و توان پرواز کردن

مولایم

ای شمع وجودم ، ای سوزش درونم ، ای آرامش وجود سوخته ام ، ای بنیاد هستیم ، ای نوازشگر روح آشفته و زخمیم ، ای درمان دردم و ای مرحم قلبم

محبوبِ معبودم

هر آنگاه که تند باد حوادث به سویم هجوم می آورد و درهای زندگی به رویم بسته میشود ، هر آنگاه که خود را بی یاور در لب پرتگاه سقوط و محوشدن  می بینم ، هر آنگاه که امیدم به کمال و رسیدن به لقاء و دیدار و همجواری با عشق و محبت و لطف و فضل و رحمتت منقطع می گردد، این عظمت و وسعت عفو و غفران توست که قلبم را به تپش و امید به رستگاری می افکند

ای همه هستیم

تو با من باش که بی تو زندگی سخت و تنهائی وحشت زاست .

مولایم

ای هستی بخش ،

ای تو تنها یار و تو تنها امید و تو تنها نشاط زندگی

ای یگانه ی پرستیدنی

در عشق تو سوخته و در محبت تو غرق و حیرانم به هرجا که نظاره می کنم همه تویی و به هر چه می اندیشم غایت تویی و به هر جا روم مقصد توئی و هر چه را طالبم در انتها توئی

سکوتم فریاد دل عاشقم است و اشکهای چشمانم موج اتصال به دریای وَلای توست و شور زندگیم آیه ی شوق به لقاء توست

ای همه مهر

مرا به سوی خود بخوان و در جوار رحمتت بپذیر

 

میدا

  
نویسنده : میدا بارش پنجشنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸۸
    نغمه هاي مهرباني : ()    +


فرازی از دعای ندبه

 

ستایش و سپاس مخصوص خداست که آفریننده جهانست و درود و تحیّت کامل بر سیّد ما و پیغمبر خدا، حضرت محمد مصطفى و آل اطهارش باد. پروردگارا ترا ستایش مىکنم براى هر چه (از بلا و نعمت و رنج و راحت) که در قضا و قدر تقدیر کردى بر خاصّان و محبانت، یعنى بر آنان که وجودشان را براى (شهود) حضرتت خالص و براى (تبلیغ) دینت مخصوص گردانیدى. چون بزرگ نعیم باقى بى زوال ابدى را که نزد تست بر آنان اختیار کردى، بعد از آنکه زهد در مقامات و لذات و زیب و زیور دنیاى دون را بر آنها شرط فرمودى. آنها هم بر این شرط متعهد شدند و تو هم مى دانستى که به عهد خود وفا خواهند کرد. پس آنان را مقبول و مقرّب درگاه خود فرمودى و علوّ ذکر، یعنى قرآن با بلندى نام و ثناى خاص و عام بر آنها از پیش عطا کردى و فرشتگانت را بر آنها فرو فرستاده و با وحی خودت آنها را کرامت بخشیدی.

 

و آنها را واسطه و وسیله دخول به رضوان و بهشت و رحمت خود گردانیدى. پس بعضى از آنها را در بهشت منزل دادى تا هنگامى که او را از بهشت بیرون کردى. برخى را در کشتى نشانده، با هر کس ایمان آورده و در کشتى با او در آمده بود همه را از هلاکت، به رحمت خود نجات دادى. بعضى را به مقام خلّت خود برگزیده، درخواستش را که وى لسان صدق در اممّ آخر باشد (یا نبى و ولىّ حق در فرزندانش تا قیامت باقى ماند) اجابت کرده و به مقام بلند رسانیدى. بعضى را از شجره طور با وى تکلّم کرده و برادرش را وزیر و معاون وى گردانیدى. بعضى را بدون پدر و تنها از مادر ایجاد کردى و به او معجزات عطا فرموده، او را به روح قدس الهى مـؤیّـد داشتى. و همه آن پیمبران را شریعت و طریقه و آیینى عطا کردى. و براى آنان وصى و جانشینى، براى آنکه یکى بعد از دیگرى مستحفظ دین و نگهبان آیین و شریعت و حجّت بر بندگان تو باشد از مدّتى تا مدّت معین، قرار دادى.

 

تا آنکه دین حق از قرارگاه خود خارج نشود و اهل باطل غلبه نکنند. و تا کسى نتواند گفت که:

اى خدا چرا رسول به سوى ما نفرستادى که ما را از جانب تو به اندرز و نصیحت ارشاد کند؟ و چرا پیشوا و رهبرى نگماشتى که ما از آیات و رسولانت پیروى کنیم پیش از آنکه به گمراهى و ذلّت و خذلان در افتیم؟ لذا در هر دوره­اى رسول فرستادى، تا آنکه امر رسالت به حبیب گرامیت محمّد صلى اللَّه علیه و آله منتهى گردید. او چنانکه تو او را به رسالت برگزیدى سید و بزرگ خلایق بود و خاصه و خلاصه پیمبرانى که به رسالت انتخاب فرمودى و افضل از هر کس که برگزیده تست و گرامى تر از تمام رُسُلى که معتمد تو بودند. بدین جهت او را بر همه رسولانت مقدّم داشتى و بر تمام بندگانت از جن و انس مبعوث گردانیدى و شرق و غرب عالمت را زیر قدم فرمان رسالتش گستردى و براق را مسخّر او فرمودى و روح پاک وى را به سوى آسمان خود به معراج بردى و علم گذشته و آینده، تا انقضاء خلقت را به او به ودیعت سپردى.

  
نویسنده : میدا بارش شنبه ٩ خرداد ۱۳۸۸
    نغمه هاي مهرباني : ()    +


نیایش بانوی دو عالم حضرت زهرا (س) :

 

 

سُبْحانَ ذِى الْعِزِّ الشَّامِخِ الْمُنیفِ، سُبْحانَ ذِى‏الْجَلالِ الباذِخِ الْعَظیمِ، سُبْحانَ ذِى‏الْمُلْکِ الْفاخِرِ الْقَدیمِ، سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْبَهْجَةَ وَالْجَمالَ، سُبْحانَ مَنْ تَرَدَّى بِالنُّورِ وَالْوَقارِ، سُبْحانَ مَنْ یَرى اَثَرَ النَّمْلِ فِی الصَّفاءِ، سُبْحانَ مَنْ یَرى وَقْعَ الطَّیْرِ فِی الْهَواءِ، سُبْحانَ مَنْ هُوَ هکَذا وَ لاهکَذا غَیْرُهُ.

 سُبْحانَ ذِى‏الْجَلالِ الباذِخِ الْعَظیمِ، سُبْحانَ ذِى‏الْعِزِّ الشَّامِخِ الْمُنیفِ، سُبْحانَ ذِى‏الْمُلْکِ الْفاخِرِ الْقَدیمِ، سُبْحانَ ذِى‏الْبَهْجَةِ وَالْجَمالِ، سُبْحانَ مَنْ تَرَدّى بِالنُّورِ وَالْوَقارِ، سُبْحانَ مَنْ یَرى اَثَرَالنَّمْلِ فِی الصَّفا وَ وَقْعَ الطَّیْرِ فِی الْهَواءِ.


پاک و منزّه است خداوند صاحب عزّت و سربلندى و سرافرازى، پاک و منزّه است خداوند صاحب جلالت و بزرگی، پاک و منزّه است خداوند صاحب فرمانروایى با افتخار و ازلى، پاک و منزّه است آنکه لباس خرّمى و زیبایى بر خود پوشانیده است، پاک و منزّه است آنکه خود را با نور و وقار مستور ساخته است، پاک و منزّه است آنکه جاى پاى مورچه را روى سنگ سخت مى‏بیند، پاک و منزّه است آنکه گذر پرنده را در هوا مى‏نگرد، پاک و منزّه است آنکه این چنین است و کسى همانند او نیست.

 

سُبْحانَ مَنِ اسْتَنارَ بِالْحَوْلِ وَ الْقُوَّةِ،

سُبْحانَ مَنِ احْتَجَبَ فِی سَبْعِ سَماواتٍ، فَلاعَیْنَ تَراهُ، سُبْحانَ مَنْ اَذَلَّ الْخَلائِقَ بِالْمَوْتِ، وَاَعَزَّ نَفْسَهُ بِالْحَیاةِ، سُبْحانَ مَنْ یَبْقى وَ یَفْنى کُلُّ شَیْ‏ءٍ سِواهُ.

سُبْحانَ مَنِ اسْتَخْلَصَ الْحَمْدَ لِنَفْسِهِ وَارْتَضاهُ، سُبْحانَ الْحَیِّ الْعَلیمِ، سُبْحانَ الْحَلیمِ الْکَریمِ، سُبْحانَ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ، سُبْحانَ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ، سُبْحانَ اللَّهِ وَ بِحَمْدِهِ.

 

پاک و منزّه است کسى که با نیرو و قدرت جهان را منوّر ساخت، پاک و منزّه است کسى که در آسمانهاى هفتگانه مستور شده، و از اینرو چشمى او را نمى‏بیند، پاک و منزّه است کسى که بندگان را با مرگ ذلیل ساخت، و با زندگى جاویدان خود را عزیز و گرامى نمود، پاک و منزّه است کسى که جاودان بوده و هر چیز جز او فانى مى‏گردد.

پاک و منزّه است کسى که حمد و ستایش را ویژه خود قرار داده، و از آن خشنود شده است، پاک و منزّه است خداوند زنده دانا، پاک و منزّه است خداوند بردبار و بزرگوار، پاک و منزّه است خداوند قدرتمند و مقدس، پاک و منزّه است خداوند برتر و والا، پاک و منزّه است خداوند، و حمد و ستایش مخصوص اوست.

اَللَّهُمَّ بِعِلْمِکَ الْغَیْبِ وَقُدْرَتِکَ عَلَی الْخَلْقِ، اَحْیِنی ما عَلِمْتَ الْحَیاةَ خَیْراً لی، وَ تَوَفَّنی اِذا کانَتِ الْوَفاةُ خَیْراً لی.

اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْأَلُکَ کَلِمَةَ الْإِخْلاصِ، وَ خَشْیَتَکَ فِی الرِّضا وَالْغَضَبِ، وَالْقَصْدَ فِی الْغِنی وَالْفَقْرِ.

 

 

پروردگارا! بحقّ آنکه غیبها را مى‏دانى، و بر تمامى موجودات قادر و توانائى، مرا زنده بدار تا آن هنگام که مى‏دانى زندگى برایم نیکوست، و بمیران تا آن زمان که خیر و نیکى‏ام را در مرگم مى‏دانى.

خداوندا! اخلاص و ترس از خودت را در هنگام خشنودى و غضب، و میانه‏روى در زمان بى‏نیازى و فقر را از تو خواستارم.

 

وَ اَسْأَلُکَ نَعیماً لایَنْفَدُ، وَاَسْأَلُکَ قُرَّةَ عَیْنٍ لا تَنْقَطِعُ، وَاَسْأَلُکَ الرِّضا بِالْقَضاءِ، وَ اَسْأَلُکَ بَرْدَ الْعَیْشِ بَعْدَ الْمَوْتِ، وَاَسْأَلُکَ النَّظَرَ اِلی وَجْهِکَ، وَ الشَّوْقَ اِلی لِقائِکَ مِنْ غَیْرِ ضَرَّاءٍ مُضِرَّةٍ وَ لا فِتْنَةٍ مُظْلِمَةٍ.

اَللَّهُمَّ زَیِّنَّا بِزینَةِ الاْیمانِ، وَاجْعَلْنا هُداةً مَهْدیّینَ، یا رَبَّ الْعالَمینَ.

 

و از تو نعمتى را مى‏خواهم که پایانى ندارد، و نیز از تو جویا هستم آنچه مرا خشنود مى‏سازد و پایان نمى‏پذیرد، بارالها! خشنودى به قضاء و حکم تو را مى‏خواهم، و زندگى نیکو بعد از مرگ را از تو در خواست مى‏کنم، و نیز دیدار رویت و شوق به ملاقات تو، بدون آنکه پریشان حالى و رنجى در آن باشد یا در آشوبى فراگیر قرار گیرم، را خواستارم.

پروردگارا! ما را به زینت ایمان مزیّن فرما، و ما را هدایتگرانى قرار ده که مشمول هدایت تو قرار گرفته باشیم، اى پروردگار جهانیان.

 اَللَّهُمَّ قَنِّعْنی بِما رَزَقْتَنی، وَ اسْتُرْنی وَ عافِنی اَبَداً ما اَبْقَیْتَنی، وَ اغْفِرْلی وَ ارْحَمْنی اِذا تَوَفَّیْتَنی، اَللَّهُمَّ لا تُعْیِنی فی طَلَبِ ما لَمْ تُقَدِّرْ لی، وَماقَدَّرْتَهُ فَاجْعَلْهُ مُیَسَّراً سَهْلاً.   اَللَّهُمَّ کافِ عَنّی والِدَىَّ، وَ کُلَّ مَنْ لَهُ نِعْمَةٌ عَلَیَّ خَیْرَ مُکافاةٍ، اَللَّهُمَّ فَرِّغْنی لِما خَلَقْتَنی لَهُ، وَ لا تَشْغَلْنی بِما تَکَفَّلْتَ لی بِهِ، وَلا تُعَذِّبْنی وَاَنَا اَسْتَغْفِرُکَ، وَلا تَحْرِمْنی وَ اَنَا اَسْأَلُکَ. اَللَّهُمَّ ذَلِّلْ نَفْسی، وَ عَظِّمْ شَأْنَکَ فی نَفْسی، وَ اَلْهِمْنی طاعَتَکَ، وَ الْعَمَلَ بِما یُرْضیکَ، وَ التَّجَنُّبَ لِما یُسْخِطُکَ، یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.

 پروردگارا! تا آنگاه که مرا زنده مى‏دارى، به آنچه داده‏اى قانعم گردان، و عیوبم را بپوشان، و مرا سلامت دار، و آن زمان که مرا میمیرانى مرا بیامرز، و مشمول رحمتت قرار ده، بارالها! مرا بر آنچه برایم مقدّر ساخته‏اى به رنج نینداز، و آنچه برایم مقدّر نموده‏اى را سهل و آسان گردان.

پروردگارا! پدر و مادر و هر که بر من حقى دارد را به بهترین وجه پاداش ده، خداوندا! مرا تنها در آنچه بجهت آن مرا خلق کرده‏اى مشغول نما، و در آنچه خود متکفّل آن برایم شده‏اى مشغول نساز.

پروردگارا! نفسم را ذلیل، و مقامت را در نفسم افزون فرما، و طاعتت و عمل به آنچه مورد رضایت توست، و دورى از آنچه مورد غضب تو مى‏باشد، را بمن الهام کن، اى بهترین رحم‏کنندگان.

  
نویسنده : میدا بارش یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸۸
    نغمه هاي مهرباني : ()    +


برگزیده ازترجمه ادبی ، عرفانی ، اخلاقی نهج البلاغه مولی الموحدین امیر المؤمنین ع

 

 

 .

انتخابی از فرمان حضرت امیر به مالک اشتر

اما دل شکستگان تهیدست و مستمندان تیره بخت

همانهایی که پسر ابوطالب پیوسته بیاد ایشان است و همواره تیمار آنان میبرد و غم آنان میخورد ، آنها مرغان بی بال و پری هستند که در عین ناتوانی شرار آه را میتوانند تا دامن سرادق الوهیت شعله ور سازند !

آنها شب زنده داران پارسا و سحرخیزان پرهیزگارند که در محضر مردم ضعیف اند ، ولی در پیشگاه ایزد توانا مقامی محترم و بزرگ دارند .

آنها را خداوند بدست تو ای فرماندار سپرده و در حمایت تو ای صاحب تاج و تخت قرار داده است ، مباد که از پرستش آن دلهای دردمند غفلت کنی . مباد که از تعمیر عرش خدا بی نصیب و محروم مانی . خداوند متعال آفریدگار همگانست . این طبقات مختلف را خود آفریده و زمام مقدرات و حیاتشان را تنها بدست قدرت خویش گرفته است .

پروردگار با یک نظر در همه مینگرد و جامعه را چه توانگر و چه درویش ، چه پادشاه و چه گدا ، در برابر عدالت و قانون خداوندی خود مساوی و بی امتیاز میداند .

00000 تهیدست را بآسانی میتوان فریب داد .

تهیدست قلبی تهی و روحی افسرده دارد . چه زود که در نخستین دیدار دشمن دست از پیکار بکشد و میدان نبرد را جولانگاه حریف قرار دهد .

00000 تشویق و تقدیر علاوه بر آنکه خاطرشان را شاد میکند و روح وظیفه شناسی را در آنان بیدار مینماید ، مسلما" افراد تنبل و بی قید را برشک آورده بجدیت و فداکاری بر میانگیزاند .

تاکید می کنم خدمتکاران صمیم و با وفا اعم از لشگری و کشوری باید عملا" نیز تشویق شوند و آنچنان در اعطای جایزه بفرمانبران جدی احتیاط بعمل آید که خود شیرین کنان بیکار از فرصت استفاده نکنند و بیرنج بگنج نرسند .

در آن موقع که یا به زبان و یا به عطا از کارکنان دولت تشویق میکنی ، راضی نیستم که شخصیت افراد را در پاداش کار دخالت دهی .

( توضیح می دهم که چون یک نفر متعین و شریف خدمتی کوچک انجام داد ، جزای او هم کوچک خواهد بود و موفقیت اجتماعی و خانوادگیش در ایفای وظیفه دخالتی نخواهد داشت . )

و همچنین بینوایی که کارهای بزرگ به پایان رساند ، مقتضی است پاداش بزرگ دریافت دارد و بر اشراف و صدر نشینان رجحان یابد .

ای حاکم ، بهنگامی که امور ملت را تمشیت می دهی و اختلافات توده را فیصل میکنی ، ممکن است در بعضی موارد معلومات شما یعنی حکام و قضات ، بمنظور داوری و رسیدگی کفایت نکند ، و در نتیجه بحیرت افتید . اینجاست که قرآن مجید وظیفه حیرت زدگان را روشن مینماید آنجا که میفرماید : « ای مسلمانان خدا و رسول و ائمه خود را اطاعت کنید و اختلافات امور زندگی را بخداوند و پیغمبر خود بازگردانید » .

شما هم اطاعت کنید و مشکلات مسائل دینی و دنیایی خود را بوسیله قرآن و سنت پسندیده پیغمبرتان بگشایید .

یعنی آیات محکمات کلام الله را مطالعه کنید و از یادگارهای اخلاقی پیغمبر پاک استفاده نمایید ، و در نتیجه نواقص کار را جبران و نقایص امور را رفع سازید .

00000 زنهار ، زنهار ، ای پسر حارث مبادا از عُمال خویش ، هرکه باشد ، دیناری به هدیه قبول کنی ؛ زیرا این عمل دلالت بر آن میکند که حاکم خویشتن هدیه میپذیرد و تملق دوست میدارد .

  من حکمرانی را که این چنین باشد ، دوست نمیدارم . عُمال تو باید از نظر تاریخ خانوادگی ، نجیب و شرافتمند باشند . باید در محیط عصمت و تقوی پرورش یافته باشند .

ای پسر حارث تا میتوانی تازه مسلمانان را بحکمرانی بر مگزین آنانی که از دیر باز بدین شریف اسلام سر تسلیم فرود آورده اند ، مردمی عفیف و پاک دامن و روشنفکر و مهربانند ؛ آنها از نظر طول سابقه در اسلام بناموس و مال مردم با چشمی پر حیا مینگرند و دست خیانت بسوی دارایی غیر دراز نمیکنند .

آری دیربازی است که همای فرخنده شریعت محمد (ص) بر سر آنها سایه انداخته و آهنگ دلنواز قرآن در پرده گوششان صدا کرده است . آنها اسیر شهوت و پای بند هوسند . لازم است یکبار دیگر متذکر شوم که حکام دولت تو باید از حطام دنیا کامیاب و بی نیاز باشند .

تو چون درباریان خویش را سیر نگاهداری ، گرسنگان از تطاول آنان محفوظ مانند . گذشته بر این ، کارمندی که از خزانه کشور حقوق کافی دریافت میدارد ، همینکه به مقتضای رذالت خیانت کند ، در محضر دادگاه معذور نخواهد بود ؛ و از چهار طرف راه بهانه بروی او مسدود خواهد شد . ولی حاکم بی چیز اگر چیزی از بیت المال غصب کند ، ممکن است پریشانی خویش را شفیع گناه خود قرار دهد .

 نسیم وصال معبود از کوی علی می گذرد 00000

  
نویسنده : میدا بارش شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸۸
    نغمه هاي مهرباني : ()    +


عشق ازلی و ابدی

بنام تو محبوبم

سلام رب من ، معبود بی همتایم

به کجا رو کنیم خوب من که مهرت را نبینیم ؟ که هر جا رویم مهرت ما را در بر می گیرد هرچند که لایقش نباشیم ، به کجا نظاره کنیم مهربانا که زیبایی تو مشهود نباشد که تو در تمام شعاع دیدگانمان و در فراسوی آن قابل رویتی ، مولایم چه دل انگیز است که تو همیشه حضور داری ، چه زیباست نازنینا با تو همیشه بودن و از تو هرگز جدا نشدن ، ای تنها یار ، چه میکردیم اگر تو نبودی .....

ای نغمه دل ، چگونه می توان بی تو زیستن را ، که تنها با توست که " من " معنا می یابد و به " ما " می رسد ، ای ترنم جان ، چه شور آفرین است که دلهایمان در رسای عشقی ازلی و ابدی ، عشق به تو ، ای حضرت دوست غزلخوان است .....

مهربانا ، تنها با تو " گفتن " آرامش را به دل می آورد و تنها با تو " بودن " معنی زندگی می دهد ، ای صاحب دلهای غمین شادیمان باش ، ای پناه بی پناهان ، پناهمان باش که محتاج دمی عنایت تو هستیم ، یا رب ، جز تو مأمنی نیست ، شنونده صبور ِ مهربانی نیست ، با هر کس که غیر تو راز گشودیم یا پناه بردیم ، یا فاش کرد یا امانت نگاه نداشت .....

محبوبا ، یارمان باش که در اوج حضور حضرتت ، غافل و سرگردانیم ، بگیر دستانمان را در هنگامی که دستهای لرزان با سوسویی از پشیمانی و امید به سویت بلند است و رحمتت را می جوید ، بی تو ای خوب من ، هیچیم ، نیستیم ، ناتوانیم ، دلشکسته و غمینیم ، پریشان و بی یاوریم .....

مهربانا ، تنها تو کافی هستی و چه زیباست این کفایت از غیر و نیاز به حضرتت ، عشقت را چون بارشی از رحمت بهاری بر وجودمان بباران تا چون شکوفه های یاس و نرگس در تلألوئی از مهر بشکفیم و تمام هستی را از عطر عبودیت سرشار نماییم ،

محبوب عالم ، چه شوق آور است نام ترا بارها و بارها بر لبها و در جان و دل نجوا کردن ، و گوش سپردن به انعکاس آن در آسمان و زمینت ، چه دل انگیز است جمال حضرتت در انعکاس عشق .....

ای آفتاب زندگانی ، مولایم ، عزتمان را به عزتت ، احسانمان را به احسانت ، وجودمان را به وجودت ، هستیمان را به هستیت پیوند فرما ، ای معبود هستی یاریمان فرما در تحقق آنچه آرزوی ما است در رسیدن به کمال و مقام بنده گی حضرتت .....

وَجَدناکَ یا إلهِنا ، رَئُوفَاً وَ کَریماً ؛ یا حَبیبنا ، إنَّما مَعصیَّتَنا أصغرُ مِن عَفوِکَ ، فَتُب عَلَینا یا سَتارَ العُیوب وَ یا غَفّارَ الذُّنُوب .... ( بار الها تو را بسی مهربان و کریم یافتیم ؛ ای عزیز ما ، همانا معصیت های ما در برابر عظمت عفو تو بسیار کوچک است ، پس ما را بیامرز ای پوشاننده عیوب و ای بخشاینده گناهان ..... )

مهربان یکتا ، قلبهایمان را مهمان همیشگی عشقت فرما .....

یارا مددی که جان ببازم           در آخرین سجده ی نمازم

 

 میدا

١٣/١/١٣٨٨

  
نویسنده : میدا بارش جمعه ۱٤ فروردین ۱۳۸۸
    نغمه هاي مهرباني : ()    +


دعای دوم صحیفه سجادیه

 

 

بارالها حق رسولت را ، رنجهایی که در ابلاغ رسالتت کشید را نمی توانیم ادا نماییم جز به آنچه خود فرموده ای که بگویند و آن مودت ذی القربای حضرتش می باشد ،

معبودا ، ز ره رحمت و لطف و کرم ، عشق ما را به حبیبت ، امینت و رسولت ، نور چشمانش ، بضعه قلبش ، آرامه جانش دختر مهربانش ، برادر و داماد و نفسش محبوب دلش علیش ، ابنائش سروران بهشتت حسنینش ، و فرزندان آنان تا فرزند همیشه حاضرش مهدیت ، منجیت ، آرامه جانهایمان ، آقا جانمان ابلاغ فرما.....

 بارالها می خواستم برای رسول رحمتت ، امینت ، احمدت بنویسم ، قلمم یارا نداشت که وصف محبوب تو را بنگارد ، بهتر آن است که خوبان از خوبان و مقربان از مقربین و محبوبان از محبوبین بگویند ، و چه زیبا و دلنواز فرموده فرزندش سجاد (ع) از حضرتش (ص) .....

 

صلوات و درود بر محمد و خاندانش

 

 

ستایش برای خداست که بر ما منّت نهاد و پیامبر خود، محمد ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ، را به سوی ما فرستاد، نه به سوی امت‌های پیشین و مردمانِ گذشته؛ با قدرتی که در هیچ کاری، هر چند بزرگ، در نمانَد و هیچ چیز را، هرچند کوچک، فرو نگذارد.

پس ما را واپسین آفریدگان خود قرار داد و بر خدا ناباوران گواه گردانید، و به احسانِ خویش، بر آنان که اندک شمار بودند، فزونی بخشید.

خدایا، اینک بر محمد که امانتدار وحی تو و برگزیده‌ی آفریدگان تو و مخلص در میان بندگان توست، درود فرست؛ او که پیشوای رحمت و قافله‌سالار نیکی و کلید گنجینه‌های برکت است؛

زیرا او در انجام دادنِ فرمان تو خود را به رنج افکند،

و جسمش را در راه تو هدف تیرهای بلا گردانید،

و در فرا خواندنِ مردمان به دین تو، آشکارا با خویشانش درافتاد،

و برای خشنودی تو با خاندان خود به پیکار برخاست،

و از بستگانش بُرید تا دینِ تو را زنده بدارد،

و نزدیکان را به دلیل انکار کردنشان از خود براند،

و دُوران را بر اثر پذیرفتن‌شان، به خود نزدیک ساخت،

و در راه تو با بیگانگان دوستی ورزید،

و با خویشان دشمنی،

و خویشتن را در رساندن پیغام تو خسته کرد،

و برای این که مردم را به آیین تو دعوت کند، رنج‌ها برد،

و خود را به اندرز دادنِ دعوت شدگان به کار گماشت،

و راهیِ دیار غربت شد و زادگاه و خانواده و سرزمینی را که به آن انس گرفته بود، یکجا رها کرد تا دین تو را پیروزی و سربلندی بخشد، و از تو خواست که در برابر کافران او را یاری کنی.

سرانجام، آنچه را در حقّ دشمنانِ تو خواسته بود، یکسر به دست آورد،

و تمام آنچه را درباره‌ی دوستانت اندیشیده بود، دریافت نمود.

با کافران جنگید، در حالی که با یاری تو خواهان پیروزی بود و با نیروی تو بر ناتوانی خویش چیرگی می‌جست.

با آنان در دلِ خانه‌هاشان به جنگ پرداخت،

و ناگاه در میانِ منزل‌هاشان بر آنان تاخت،

تا این که فرمان تو آشکار گردید و کلمه‌ی تو برتری یافت؛ «گرچه مشرکان را خوش نیامد.»

خدایا،اورا به پاس رنجی که در راه تو تاب آورده است،تابالاترین مرتبه‌های بهشت بالا ببر،

آن گونه که هیچ کس در هیچ مقامی به پای او نرسد، و در هیچ مرتبه‌ای با او برابر نباشد، و هیچ یک از فرشتگان مقرّب درگاهت و هیچ یک از پیامبرانِ فرستاده‌ات، نزد تو با او برابری نتواند.

افزون بر آنچه به او وعده داده‌ای که شفاعتش را در حقّ خاندانِ پاک و امّت با ایمانش بپذیری، به او عطا فرما،
ای کسی که وعده‌ی خود را به انجام رسانی و به هر چه گویی وفا کنی؛ ای که بدی‌ها را تا چندین برابر به خوبی‌ها دگرگون سازی؛ همانا تو دارای بخشش بزرگ هستی.

 

  
نویسنده : میدا بارش سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٧
    نغمه هاي مهرباني : ()    +


بامن بمان تا صبح جاوید...

بنام تو عشق

ای معبود بی همتا ، ای دانای نهان ، ای ذاتی که چون اراده فرمایی بُود شود و چون اشارت فرمایی نیست شود ، ای نغمه سرای لیالی سرد و تاریک ، ای اوج هَسْتِشْ و جهت بُود ِش ،  از تو سپاس و به تو توسل ،

ای ترنم خوش مهربانی ، ای همه خوبی و ای همه نیکی ،سر بر سجده حُب می نهم و پیشانی بر خاک عشق می سایم و بوسه بر تراب نیاز می گذارم ، تو ، ای همه مهربانی سزاوار پرستشی ، وجود خسته و فتاده ام را در آغوش مهرت بگیر و اشکهایم را با بارش رحمتت بزدای که هرچه هست با تو بود دارد و هر چه نیست بر اراده تو هست شود ، و هر چه عشق است به تو ختم شود و هر چه عاشقی است با تو معنا یابد و هر معشوقی آرزو دارد چون تو محبوب شود ، خلوت گزیده را تنها مهر توست که به صحرا و بیابان می کشاندو جلوت گزیده را عشق توست که به کنج عزلت می سپارد.

ای همه صفا و وفا ، ای خدای خوبیها و انتهای پاکیها تا ابد بر قلبم بتاب....

 

تا ابد بر من بتاب ، ای آفتاب زندگانی

ای دلیل بودنم ، ای آتش در دل نهانی

تا منم با تو ، همه بودن بُوَدْ بُود ِ وجودم

بی تو من ، تنهاترین تنهای قلب بی سجودم

ای چراغ روشن هستی من ، بر من بتاب

ای امید وصل تو در تار وپود ، از من متاب

سر به سجده ، بوسه بر خاک و زمینت می گذارم

دل که خسته ، جان بر بانگ رحیلت می گذارم

صبح من بی تو بُود ، شامی سرد و تاری

شام من با تو بُود ، نورانی از روح ِ تعالی

خوب من ، ای اولین و آخرین معبود عالم

عشق من ای نازنین ، تنهاترین مسجود عالم

دوستت دارم خدا ، بامن بمان تا صبح جاوید

دوستم دار و بگیر ، از جان من رنج مَشادید*

 

 میدا / 87

 

* به خاطر وزن و به معنی شدائد

  
نویسنده : میدا بارش چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧
    نغمه هاي مهرباني : ()    +


این همه رحمت ، پس عذاب چرا ؟

 

 

این همه رحمت ، پس  عذاب چرا ؟

 

اما این چنین خدائی که این گونه رحمت بی منتهائی دارد ، چرا جهنم را خلق نمود و چرا در قرآن از عقاب آن سخن به میان آورد ؟ آیا آفریدن بهشت ریشه در رحمت پروردگار دارد ولی در هنگام خلق جهنم ، خداوند از رحمت خویش چشم پوشی نموده؟

اگر به تعالیم اهل بیت ( علیهم السلام ) مراجعه کنیم ، با عبارات شگفت انگیزی مواجه می شویم . ائمه ما ، به ما می آموزند که رحمت الهی بر غضب او سبقت دارد (1) و از این بالاتر ، امام سجاد ( علیه السلام ) در فرازی از صحیفه سجادیه ، هنگامی که با پروردگار خویش نجوا می کنند ، خداوند را این گونه خطاب قرار می دهند : " خدایا ، تو کسی هستی که رحمت او در پیشاپیش غضبش قدم بر می دارد ".(2)

اگر در این فراز بلند دعای امام سجاد ( علیه السلام ) خوب دقت کنیم ، متوجه می شویم که حضرت بدین وسیله سر رشته ای را به دست ما می دهند و به ما می آموزند که  زمام غضب الهی نیز به دست رحمت اوست و اگر خداوند حتی غضب هم می کند، این خشم او برخاسته از رحمت است .

اگر بر این اساس پیش رویم و اندکی تأمل کنیم ، می یابیم که بر طبق بینش توحیدی ، خداوند متعال بی نیاز مطلق است ولذا فرمانبرداری و یاعصیان مخلوقات کوچکترین نفعی به اونمی رساند و یا کمترین زیانی را از او بر طرف نمی سازد . بنا بر این ، اگر پروردگارمان ما را به انجام عملی فرمان می دهد و یا از انجام کاری باز می دارد ، برای  سعادت و کمال خود ماست  و بر پایه رحمت و مهربانی اوست که دستورات ، روشها و راهکارهای گوناگونی را از جانب پیامبران خویش برای ما نازل نموده است . اگر ما با اختیار خویش در برابر آنها گردن نهیم ، قطعا به سعادت و کمال دست خواهیم یافت و در غیر این صورت ، سرمایه ای جز زیان  نصیبمان نمی گردد .

 

می گویم :

عذاب بازخورد اعمال ما در این دنیا است ، آنچه بکاری در دنیا ، در عقبی می دروی ، آنچه در جهان هستی انجام می گردد پیرو قانون هستی است که غیر قابل سرپیچی می باشد ، بازخورد نیکی ، حسنه است  و بازخورد بدی ، سیئه می باشد ، بارها در احادیث به این مسئله برخورد نموده ایم که خداوند بسیار بخشایشگر است و حق خود را در آنجا که حکمتش جاری می شود و صلاحش قرار می گیرد ، می بخشاید لیک از حق الناس چشم پوشی نمی کند ، و این حق الناس پیرو همان قانون هستی است ، گرچه بی نهایت مهر ومحبت الهی به بخشش می خواند و می فرماید که اگر ببخشی من نیز تو را می بخشم ، اما اختیار فرموده بنده اش را به بخشیدن یا عدم بخشیدن ، برای اثبات این مهم که خداوند بخشایشگری را دوست می دارد همین بس که رحمت للعالمین را برای هدایت انسان گسیل فرموده ، در لحظه لحظه زندگی پیامبر گرامیمان (ص) رحمت الهی جاری است حتی خشمش نیز از رحمتش می باشد ، خاندانش خاندان رحمت و تمامی ائمه هدایتگر از نسل پیامبر ، سخاوت و جوادت و رأفتشان بر دیگر خصائلشان پیش می گیرد ، هر جا قدم می گذارند بارش رحمت است و وزش مهر ، حتی با دشمنانشان مهرورزی می فرمایند و در تاریخ بسیار است از این بخشایشگری ، آنچنان که مولایمان علی (ع) حتی بر قاتلش رحم می نماید ، فرزندانش را به رحمت با او می خواند .

 

انذار الهی ، جلوه ای از رحمت :

اما خداوند تنها به صرف فروفرستادن این دستورات و فرامین نیز اکتفا ننمود و بر طبق رحمت خویش در قبال عمل به این دستورات ، برای ما پاداشی را مقرر نمود و برای عدم فرمانبرداری ما نیز وعید عذابی دردناک را به ما رسانید .

بر این اساس مشخص می شود که عقوبت پروردگار غیر از عقوبت بندگان است که برای دلخوشی و انتقام باشد ، بلکه حتی آفریدن جهنم و سخن گفتن از آن در آیات گوناگون قرآن کریم نیز برخاسته از رحمت الهی است . اگر جهنم نبود و از عذاب آن در دل انسانها هراس وجود نداشت ، بسیاری از انسانها انگیزه ای برای گام گذاردن در مسیر کمال نداشتند و از تباهی خویش رویگردان نبودند و در نتیجه به کمال و سعادت خود نیز دست نمی یافتند . بنابر این حتی سخن از جهنم گفتن نیز تجلی رحمت الهی است و مشخص است که اگر پروردگارمان جهنم را نمی آفرید و یا اگر مطمئن بودیم که هرگز عذاب آخرت به وقوع نمی پیوندد ، دیگر این انذار ارزش و اثری نخواهد داشت و بسیاری از مردم بدون هیچ دغدغه ای مسیر بیراهه را خواهند پیمود .

برای روشن تر شدن بحث ، مثالی را به همراه هم بررسی می کنیم . پدری را در نظر بگیرید که پزشک است و پسری دارد که دارای غده ای خطرناک در درون بدن خویش می باشد . چنین پدری که دست به چاقو می برد و بدن پسر خود را می شکافد آیا غضب و خشم او و یا حتی انگیزه بدست آوردن پول و شهرت و .  . . سبب این کار او می شود و یا محبت و رحمت او نسبت به پسرش او را وادار به انجام چنین عملی می کند ؟

در خصوص پروردگارمان نیز دقیقا به همین صورت است ، خدائی که هیچ نیازی به طاعت ما ندارد و نافرمانی ما نیز گزندی به او نمی زند ، آیا جز اینست که رحمت او منشأ خلقت جهنم می گردد تا بندگان او راه تباهی را طی نکنند ؟

 

می گویم :

هر عقل فهیم و هر قلب سلیمی اذعان می نماید که عذاب خداوند از رحمتش می باشد زیرا که به دنبال زدودن ناپاکیها و رجس و پلیدی است و هر گاه که به پاکی و خلوص رسیدند لحظه ای نیز آنها را در عذاب نگه نمی دارد مگر اینکه ناپاکی آنها چنان باشد که غیر قابل زدودن باشد ، همچون قاتلین بی رحم معصومین (ع) ، کشندگان میلیونها انسان بی گناه ، پایمال کنندگان حق بیشمار انسانهای مظلوم ، که منشأ آن سبعیت خصائل حیوانی بر خصائل انسانی است .

 

ریشه عقوبت اخروی :

به علاوه بسیاری از هشدارهای الهی و اعلام عقوبتها و عذابهای پروردگار، خبر دادن از باطن و حقیقت اعمال خود ماست و قرآن کریم نیز این مطلب را به صراحت به ما گوشزد می کند . به عنوان نمونه اگر کسی مال یتیمی را به ناحق بخورد ، باطن همین عمل او ، آتش است و سوزانندگی و حرارت چیزی جدای از عمل او نیست . یعنی در حقیقت این شخص آتش می خورد (3) ، ولی چون امروز همانند فردی بیهوش می ماند ، حرارت آنرا احساس نمی کند ، ولی در قیامت حقیقت این عمل او آشکار می شود .

لذا خداوند در آیات بسیاری از قرآن کریم ما را از درستی و نادرستی اعمالمان آگاه می کند و ما را نسبت به عواقب و اثراتی که به دنبال عمل ما محقق می شود هشدار می دهد . همانند اینکه به کسی بگوئید اگر در مصرف غذا زیاده روی کنی ، به دل درد مبتلا می شوی . ابتلای به دل درد ، اثری است که به دنبال پرخوری ، آشکار می شود و چیزی جدای از پرخوری  نیست . در حقیقت ساختمان بدن ما به گونه ایست که این عمل ، این اثر را برای آن به دنبال خواهد داشت . در واقع حقیقت روح ما نیز به گونه ایست که در لحظه ارتکاب معاصی و گناهان،  آن اعمال در آن تأثیرات نامطلوبی خواهند گذارد ولی ما از تأثیر آنها پس از گذشت مدتی آگاه می گردیم . ( هرچند که عده ای همین امروز نیز باطن اعمال را می بینند . )

 لذا خداوند متعال در بسیاری از آیات ، تنها ما را نسبت به عواقب و تأثیراتی که خود اعمال به دنبال دارند آگاه می کند و ساختمان جهان و نظام حاکم بر آنرا به ما معرفی می نماید .

 

ظلم و تجاوز، تکلیف چیست ؟

از اینها نیز که بگذریم ، تکلیف کسانی که به حقوق دیگران دست درازی می کنند چیست ؟ آیا مهربان ترین انسانها ، از چنین افرادی به خاطر ظلم و تعدیشان قدردانی می کنند و یا اینکه آنان را مورد عتاب و مجازات قرار می دهند ؟ بالأخره در دموکرات ترین کشورها بعد از طی هزاران گام در راه تعلیم و تربیت مردم ، با مجرمانی که پا بر روی تمامی محبتها و مهربانیها می گذارند ، چه می کنند ؟ نظامهای اجتماعی گوناگون از چه طریقی افراد را نسبت به تجاوز به یکدیگر باز می دارند؟ آیا جز مجازات و تنبیه آنان راه دیگری را بر می گزینند ؟

پس مجازات متجاوزین به حقوق دیگران ، مسأله ای عقلی ، انسانی و فطری است که نقشی بازدارنده نیز دارد . عقوبت الهی نیز امری برخاسته از همین مسأله است . اگر این وعید الهی نسبت به سخت ترین عقوبتها نبود ، چه ضامن اجرائی نیرومندی در درون انسانها می توانست نفس سرکش آنان را مطیع خویش سازد و از دست درازی آنان به حقوق دیگران جلوگیری کند ؟

بنا بر این حتی خلقت جهنم و سخن گفتن از آن نیز ریشه در رحمت گسترده پروردگار دارد و خدای متعال با ذکر اثرات سوئی که به دنبال اعمال زشت ما به وقوع می پیوندد ، ما را هشدار می دهد . صد البته که در کنار آن ، عقوبت الهی خود بزرگترین ضامن و نیرومند ترین عاملی است که می تواند انسانها را از پایمال نمودن حقوق همنوعان خود و ظلم و ستم به یکدیگر باز دارد . (4)

 

می گویم :

در کجا می توان یافت رحیمی را که عذابش عین رحمتش است جز یگانه ای که آفرینشش حکمت است .

 

بارالها

چگونه حق تو را می توانیم ادا نماییم که در توان خاکی ما باشد ؟ چگونه سپاس گذاریم ترا ای بی نهایت مهر که اگر خود بر ما نیاموزی و حضرتت در توانمان قرار ندهد ، در خیل ناشکران و ستمکاران به خویش خواهیم بود ؟

 

مهربانا

آنگاه که آفریدیمان می دانستی که ناسپاسان و غافلینی را می آفرینی که توان ادا حقت را ندارند ولی رحمتت پیشی گرفت و آفریدی و در لمحه لمحه زندگی و در تمامی فراز و نشیبهای بودنمان و بر سر هر پیچ و گذر و کوی رفتنمان علامت و راهنمایی قرار دادی که جهتش به سوی حضرتت بود ، برخی آن دلائل رحمتت را مشاهده نمودن و به سپاسگزاری سجده کنان و هروله کنان به سویت بال گشودند و برخی افتان و خیزان به سر کویت مویه زنان رسیدند و برخی چون من از کنارآن گذشته و خود را به ندیدن و نشنیدن زده و حال که به سراشیب رسیده ، نادم و خجل ، سرافکنده از تمامی نابیناییها و ناشنواییها رو به سوی تو آورده و خاشعانه می طلبند رحمتت را که بر غضبت پیش می گیرد و دستان پر التماسش را که به سوی نور وجودت بالا رفته و از تو می طلبد که باقی راه را تو دلیل باشی و این وجود ترسان را تو مأمن و آرام بخش گردی و در نزد خویشتنت در عرشت جایگاه کوچکی به اندازه تنفس لحظه ای از شکر و عشق به حضرتت ببخشایی ...

 

مولایم

امیدی هست ؟ می دانم که تو نا امیدان را دوست نمی داری ، ببین چه امیدوار رو به سوی تو آمده ایم ...

اجابتی هست ؟ تو خود فرموده ای اجابت می فرمایی هرگاه که بخوانیمت ...

 

معبودا

مگذار لحظه ای به خویش واگذارده شویم که طریق بس خطرناک و ظلمانی است و جز نور مهرت هیچ روشنگری نیست ، ما را بپذیر ، به عشقی که به آخرین بازمانده و تک سوار امامت ، مولای غائبمان داری ....

او را در هر کجا هست به سلامت دارش ....

 

___________________________________

1- به عنوان نمونه ، امام حسین ( علیه السلام ) در فرازی از دعای عرفه ، پروردگار خویش را این گونه می خوانند : ‘‘ یا من سبقت رحمته غضبه ‘‘ ، ‘‘ ای کسی که رحمتش بر غضبش پیشی گرفته است ‘‘.

 

2-‘‘أَنْتَ الَّذِی تَسْعَى رَحْمَتُهُ أَمَامَ غَضَبِهِ ‘‘تویی که پیش از به خشم آمدن، مهر می‌ورزی. ( دعای 16 صحیفه سجادیه ، فراز شماره 8)

3-‘‘ إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا ‘‘
‘‘همانا کسانى که اموال یتیمان را به ظلم مى‏خورند جز این نیست که آتش در شکم خود فرو مى‏برند (تجسم عینى هر تصرف در مال یتیم خوردن آتش در آخرت است) و به زودى (به فاصله‏اى اندک میان خوردن و مرگ) در آتش فروزان درآیند و حرارت آن را بچشند ‘‘ ( سوره نساء ، آیه 10)

4-‘‘ با استفاده از شیعی رشد

  
نویسنده : میدا بارش سه‌شنبه ٦ اسفند ۱۳۸٧
تگ های این مطلب :رحمت الهی و تگ های این مطلب :غضب و تگ های این مطلب :رحمت للعالمین و تگ های این مطلب :انذار الهی
    نغمه هاي مهرباني : ()    +