نیایش بانوی دو عالم حضرت زهرا (س) :

سُبْحانَ ذِى الْعِزِّ الشَّامِخِ الْمُنیفِ، سُبْحانَ ذِىالْجَلالِ الباذِخِ الْعَظیمِ، سُبْحانَ ذِىالْمُلْکِ الْفاخِرِ الْقَدیمِ، سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْبَهْجَةَ وَالْجَمالَ، سُبْحانَ مَنْ تَرَدَّى بِالنُّورِ وَالْوَقارِ، سُبْحانَ مَنْ یَرى اَثَرَ النَّمْلِ فِی الصَّفاءِ، سُبْحانَ مَنْ یَرى وَقْعَ الطَّیْرِ فِی الْهَواءِ، سُبْحانَ مَنْ هُوَ هکَذا وَ لاهکَذا غَیْرُهُ.
سُبْحانَ ذِىالْجَلالِ الباذِخِ الْعَظیمِ، سُبْحانَ ذِىالْعِزِّ الشَّامِخِ الْمُنیفِ، سُبْحانَ ذِىالْمُلْکِ الْفاخِرِ الْقَدیمِ، سُبْحانَ ذِىالْبَهْجَةِ وَالْجَمالِ، سُبْحانَ مَنْ تَرَدّى بِالنُّورِ وَالْوَقارِ، سُبْحانَ مَنْ یَرى اَثَرَالنَّمْلِ فِی الصَّفا وَ وَقْعَ الطَّیْرِ فِی الْهَواءِ.
پاک و منزّه است خداوند صاحب عزّت و سربلندى و سرافرازى، پاک و منزّه است خداوند صاحب جلالت و بزرگی، پاک و منزّه است خداوند صاحب فرمانروایى با افتخار و ازلى، پاک و منزّه است آنکه لباس خرّمى و زیبایى بر خود پوشانیده است، پاک و منزّه است آنکه خود را با نور و وقار مستور ساخته است، پاک و منزّه است آنکه جاى پاى مورچه را روى سنگ سخت مىبیند، پاک و منزّه است آنکه گذر پرنده را در هوا مىنگرد، پاک و منزّه است آنکه این چنین است و کسى همانند او نیست.
سُبْحانَ مَنِ اسْتَنارَ بِالْحَوْلِ وَ الْقُوَّةِ،
سُبْحانَ مَنِ احْتَجَبَ فِی سَبْعِ سَماواتٍ، فَلاعَیْنَ تَراهُ، سُبْحانَ مَنْ اَذَلَّ الْخَلائِقَ بِالْمَوْتِ، وَاَعَزَّ نَفْسَهُ بِالْحَیاةِ، سُبْحانَ مَنْ یَبْقى وَ یَفْنى کُلُّ شَیْءٍ سِواهُ.
سُبْحانَ مَنِ اسْتَخْلَصَ الْحَمْدَ لِنَفْسِهِ وَارْتَضاهُ، سُبْحانَ الْحَیِّ الْعَلیمِ، سُبْحانَ الْحَلیمِ الْکَریمِ، سُبْحانَ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ، سُبْحانَ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ، سُبْحانَ اللَّهِ وَ بِحَمْدِهِ.
پاک و منزّه است کسى که با نیرو و قدرت جهان را منوّر ساخت، پاک و منزّه است کسى که در آسمانهاى هفتگانه مستور شده، و از اینرو چشمى او را نمىبیند، پاک و منزّه است کسى که بندگان را با مرگ ذلیل ساخت، و با زندگى جاویدان خود را عزیز و گرامى نمود، پاک و منزّه است کسى که جاودان بوده و هر چیز جز او فانى مىگردد.
پاک و منزّه است کسى که حمد و ستایش را ویژه خود قرار داده، و از آن خشنود شده است، پاک و منزّه است خداوند زنده دانا، پاک و منزّه است خداوند بردبار و بزرگوار، پاک و منزّه است خداوند قدرتمند و مقدس، پاک و منزّه است خداوند برتر و والا، پاک و منزّه است خداوند، و حمد و ستایش مخصوص اوست.
اَللَّهُمَّ بِعِلْمِکَ الْغَیْبِ وَقُدْرَتِکَ عَلَی الْخَلْقِ، اَحْیِنی ما عَلِمْتَ الْحَیاةَ خَیْراً لی، وَ تَوَفَّنی اِذا کانَتِ الْوَفاةُ خَیْراً لی.
اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْأَلُکَ کَلِمَةَ الْإِخْلاصِ، وَ خَشْیَتَکَ فِی الرِّضا وَالْغَضَبِ، وَالْقَصْدَ فِی الْغِنی وَالْفَقْرِ.
پروردگارا! بحقّ آنکه غیبها را مىدانى، و بر تمامى موجودات قادر و توانائى، مرا زنده بدار تا آن هنگام که مىدانى زندگى برایم نیکوست، و بمیران تا آن زمان که خیر و نیکىام را در مرگم مىدانى.
خداوندا! اخلاص و ترس از خودت را در هنگام خشنودى و غضب، و میانهروى در زمان بىنیازى و فقر را از تو خواستارم.
وَ اَسْأَلُکَ نَعیماً لایَنْفَدُ، وَاَسْأَلُکَ قُرَّةَ عَیْنٍ لا تَنْقَطِعُ، وَاَسْأَلُکَ الرِّضا بِالْقَضاءِ، وَ اَسْأَلُکَ بَرْدَ الْعَیْشِ بَعْدَ الْمَوْتِ، وَاَسْأَلُکَ النَّظَرَ اِلی وَجْهِکَ، وَ الشَّوْقَ اِلی لِقائِکَ مِنْ غَیْرِ ضَرَّاءٍ مُضِرَّةٍ وَ لا فِتْنَةٍ مُظْلِمَةٍ.
اَللَّهُمَّ زَیِّنَّا بِزینَةِ الاْیمانِ، وَاجْعَلْنا هُداةً مَهْدیّینَ، یا رَبَّ الْعالَمینَ.
و از تو نعمتى را مىخواهم که پایانى ندارد، و نیز از تو جویا هستم آنچه مرا خشنود مىسازد و پایان نمىپذیرد، بارالها! خشنودى به قضاء و حکم تو را مىخواهم، و زندگى نیکو بعد از مرگ را از تو در خواست مىکنم، و نیز دیدار رویت و شوق به ملاقات تو، بدون آنکه پریشان حالى و رنجى در آن باشد یا در آشوبى فراگیر قرار گیرم، را خواستارم.
پروردگارا! ما را به زینت ایمان مزیّن فرما، و ما را هدایتگرانى قرار ده که مشمول هدایت تو قرار گرفته باشیم، اى پروردگار جهانیان.
اَللَّهُمَّ قَنِّعْنی بِما رَزَقْتَنی، وَ اسْتُرْنی وَ عافِنی اَبَداً ما اَبْقَیْتَنی، وَ اغْفِرْلی وَ ارْحَمْنی اِذا تَوَفَّیْتَنی، اَللَّهُمَّ لا تُعْیِنی فی طَلَبِ ما لَمْ تُقَدِّرْ لی، وَماقَدَّرْتَهُ فَاجْعَلْهُ مُیَسَّراً سَهْلاً. اَللَّهُمَّ کافِ عَنّی والِدَىَّ، وَ کُلَّ مَنْ لَهُ نِعْمَةٌ عَلَیَّ خَیْرَ مُکافاةٍ، اَللَّهُمَّ فَرِّغْنی لِما خَلَقْتَنی لَهُ، وَ لا تَشْغَلْنی بِما تَکَفَّلْتَ لی بِهِ، وَلا تُعَذِّبْنی وَاَنَا اَسْتَغْفِرُکَ، وَلا تَحْرِمْنی وَ اَنَا اَسْأَلُکَ. اَللَّهُمَّ ذَلِّلْ نَفْسی، وَ عَظِّمْ شَأْنَکَ فی نَفْسی، وَ اَلْهِمْنی طاعَتَکَ، وَ الْعَمَلَ بِما یُرْضیکَ، وَ التَّجَنُّبَ لِما یُسْخِطُکَ، یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.
پروردگارا! تا آنگاه که مرا زنده مىدارى، به آنچه دادهاى قانعم گردان، و عیوبم را بپوشان، و مرا سلامت دار، و آن زمان که مرا میمیرانى مرا بیامرز، و مشمول رحمتت قرار ده، بارالها! مرا بر آنچه برایم مقدّر ساختهاى به رنج نینداز، و آنچه برایم مقدّر نمودهاى را سهل و آسان گردان.
پروردگارا! پدر و مادر و هر که بر من حقى دارد را به بهترین وجه پاداش ده، خداوندا! مرا تنها در آنچه بجهت آن مرا خلق کردهاى مشغول نما، و در آنچه خود متکفّل آن برایم شدهاى مشغول نساز.
پروردگارا! نفسم را ذلیل، و مقامت را در نفسم افزون فرما، و طاعتت و عمل به آنچه مورد رضایت توست، و دورى از آنچه مورد غضب تو مىباشد، را بمن الهام کن، اى بهترین رحمکنندگان.
برگزیده ازترجمه ادبی ، عرفانی ، اخلاقی نهج البلاغه مولی الموحدین امیر المؤمنین ع
.
انتخابی از فرمان حضرت امیر به مالک اشتر
اما دل شکستگان تهیدست و مستمندان تیره بخت
همانهایی که پسر ابوطالب پیوسته بیاد ایشان است و همواره تیمار آنان میبرد و غم آنان میخورد ، آنها مرغان بی بال و پری هستند که در عین ناتوانی شرار آه را میتوانند تا دامن سرادق الوهیت شعله ور سازند !
آنها شب زنده داران پارسا و سحرخیزان پرهیزگارند که در محضر مردم ضعیف اند ، ولی در پیشگاه ایزد توانا مقامی محترم و بزرگ دارند .
آنها را خداوند بدست تو ای فرماندار سپرده و در حمایت تو ای صاحب تاج و تخت قرار داده است ، مباد که از پرستش آن دلهای دردمند غفلت کنی . مباد که از تعمیر عرش خدا بی نصیب و محروم مانی . خداوند متعال آفریدگار همگانست . این طبقات مختلف را خود آفریده و زمام مقدرات و حیاتشان را تنها بدست قدرت خویش گرفته است .
پروردگار با یک نظر در همه مینگرد و جامعه را چه توانگر و چه درویش ، چه پادشاه و چه گدا ، در برابر عدالت و قانون خداوندی خود مساوی و بی امتیاز میداند .
00000 تهیدست را بآسانی میتوان فریب داد .
تهیدست قلبی تهی و روحی افسرده دارد . چه زود که در نخستین دیدار دشمن دست از پیکار بکشد و میدان نبرد را جولانگاه حریف قرار دهد .
00000 تشویق و تقدیر علاوه بر آنکه خاطرشان را شاد میکند و روح وظیفه شناسی را در آنان بیدار مینماید ، مسلما" افراد تنبل و بی قید را برشک آورده بجدیت و فداکاری بر میانگیزاند .
تاکید می کنم خدمتکاران صمیم و با وفا اعم از لشگری و کشوری باید عملا" نیز تشویق شوند و آنچنان در اعطای جایزه بفرمانبران جدی احتیاط بعمل آید که خود شیرین کنان بیکار از فرصت استفاده نکنند و بیرنج بگنج نرسند .
در آن موقع که یا به زبان و یا به عطا از کارکنان دولت تشویق میکنی ، راضی نیستم که شخصیت افراد را در پاداش کار دخالت دهی .
( توضیح می دهم که چون یک نفر متعین و شریف خدمتی کوچک انجام داد ، جزای او هم کوچک خواهد بود و موفقیت اجتماعی و خانوادگیش در ایفای وظیفه دخالتی نخواهد داشت . )
و همچنین بینوایی که کارهای بزرگ به پایان رساند ، مقتضی است پاداش بزرگ دریافت دارد و بر اشراف و صدر نشینان رجحان یابد .
ای حاکم ، بهنگامی که امور ملت را تمشیت می دهی و اختلافات توده را فیصل میکنی ، ممکن است در بعضی موارد معلومات شما یعنی حکام و قضات ، بمنظور داوری و رسیدگی کفایت نکند ، و در نتیجه بحیرت افتید . اینجاست که قرآن مجید وظیفه حیرت زدگان را روشن مینماید آنجا که میفرماید : « ای مسلمانان خدا و رسول و ائمه خود را اطاعت کنید و اختلافات امور زندگی را بخداوند و پیغمبر خود بازگردانید » .
شما هم اطاعت کنید و مشکلات مسائل دینی و دنیایی خود را بوسیله قرآن و سنت پسندیده پیغمبرتان بگشایید .
یعنی آیات محکمات کلام الله را مطالعه کنید و از یادگارهای اخلاقی پیغمبر پاک استفاده نمایید ، و در نتیجه نواقص کار را جبران و نقایص امور را رفع سازید .
00000 زنهار ، زنهار ، ای پسر حارث مبادا از عُمال خویش ، هرکه باشد ، دیناری به هدیه قبول کنی ؛ زیرا این عمل دلالت بر آن میکند که حاکم خویشتن هدیه میپذیرد و تملق دوست میدارد .
من حکمرانی را که این چنین باشد ، دوست نمیدارم . عُمال تو باید از نظر تاریخ خانوادگی ، نجیب و شرافتمند باشند . باید در محیط عصمت و تقوی پرورش یافته باشند .
ای پسر حارث تا میتوانی تازه مسلمانان را بحکمرانی بر مگزین آنانی که از دیر باز بدین شریف اسلام سر تسلیم فرود آورده اند ، مردمی عفیف و پاک دامن و روشنفکر و مهربانند ؛ آنها از نظر طول سابقه در اسلام بناموس و مال مردم با چشمی پر حیا مینگرند و دست خیانت بسوی دارایی غیر دراز نمیکنند .
آری دیربازی است که همای فرخنده شریعت محمد (ص) بر سر آنها سایه انداخته و آهنگ دلنواز قرآن در پرده گوششان صدا کرده است . آنها اسیر شهوت و پای بند هوسند . لازم است یکبار دیگر متذکر شوم که حکام دولت تو باید از حطام دنیا کامیاب و بی نیاز باشند .
تو چون درباریان خویش را سیر نگاهداری ، گرسنگان از تطاول آنان محفوظ مانند . گذشته بر این ، کارمندی که از خزانه کشور حقوق کافی دریافت میدارد ، همینکه به مقتضای رذالت خیانت کند ، در محضر دادگاه معذور نخواهد بود ؛ و از چهار طرف راه بهانه بروی او مسدود خواهد شد . ولی حاکم بی چیز اگر چیزی از بیت المال غصب کند ، ممکن است پریشانی خویش را شفیع گناه خود قرار دهد .
نسیم وصال معبود از کوی علی می گذرد 00000

