يا صديقي انت حبيبـي

حمد و سپاس خدايي را سزاست كه تير حتمي قضايش را هيچ سپري نمي شكند و لطف و محبت و هدايتش را هيچ مانعي باز نمي دارد و هيچ آفريده اي به پاي شباهت مخلوقات او نمي رسد.

و ربک الغفور ذو الرحمة >> تفکر

و ربک الغفور ذو الرحمة



تفکر

بنام تو محبوبم

 

تصمیم گرفته بودم که مباحث اخلاقی را آغاز نمایم ، و از کتب اخلاقی و کتب مختلفه دیگر بویژه کتاب اربعین حدیث حضرت امام (ره) استفاده نمایم ،اما ، اربعین حدیث امام (ره) را که ورق می زدم به حدیث دوازدهم آن رسیدم که در باب تفکر بود ، وقتی آن را خواندم بسیار برایم جذاب و دلنشین بود ، تصورم شد که شمایان نیز از آ لذت ببرید ، لیک بدلیل سنگین بودن متن و ترجمه و طولانی بودن حدیث تصمیم گرفتم اولا در چند پست آن را تنظیم نمایم و برای هر پست مطلب گزیده ای انتخاب شود تا خواننده را طول کلام خسته نفرماید و دوما سعی نمودم ترجمه سنگین حدیث را مقداری سهل تر نمایم تا با سلیقه هر صاحب اندیشه ای راست بیاید و از اصل ترجمه نیز عدولی رخ ندهد .

میدا

 

تقدیم می نمایم حدیث دوازدهم که از امیرالمومنین علی (ع) می باشد :

 

عَنْ أبی عبدِالله (ع) قال : کانَ أمیرُ المؤمنینَ (ع) یَقُولُ : نَبِّهْ بِالتَفَکُّر ِ قَلْبَکَ ، وَ جافِ عَن ِ اللَّیْل ِ جَنْبَکَ ، وَ اتَّق ِالله رَبَّکَ . 1

حضرت صادق (ع) فرمود : بود امیرالمومنین (ع) که می فرمود :

آگاه نما دل خود را به اندیشه نمودن ( از غفلت خارج ساز اندیشه خود را ) و دور کن از شب پهلوی خود را ( از رختخواب برخیز ) و بپرهیز خداوند پروردگار خویش را .( از آفریننده خود خداوند بترس ) .

شرح : کان یقول معنیش متفاوت با قال یا یقول است ، زیرا کان مفهوم دوام از استمرار را به آن می بخشد . پس معلوم می شود حضرت این کلام را مکرر می فرمودند.

و نَبِّهْ آگاهی دادن و بیدار کردن از خواب غفلت است . و در اینجا هر دو معنی مناسب است، زیرا که دلها قبل از تفکر در غفلت و خواب غرق هستند ، و با آن ( تفکر ) از غفلت در می آیند ، خواب و بیداری و غفلت و هشیاری جسم و ملکوت نفس با هم فرق می کنند : چه بسا چشم ظاهر ، بیدار و هشیار است ولی چشم باطن و بصیرت در خواب سنگین است و جنبه ملکوتی نفس نیر طبعا" در غفلت و بیهوشی به سر میبرد .

 " تفکر " اِعمال فکر است یعنی از امور معلوم به نتایج مجهول رسیدن ، و این معنی وسیعتر از تفکری است که در مقامات سالکین ذکر می شود ، خواجه عبدالله انصاری 2 تفکر را اینگونه معنی نموده است :

" بدان که تفکر عبارت است از جستجو کردن بصیرت قلب و چشم ِ ملکوت برای رسیدن به مطلوب خود و ادراک آن ".  معلوم است که مطلوب قلبها همان معارف است لذا در این حدیث شریف نیز منظور از تفکر معنی خاص آن یعنی قلوب و حیات آنها می باشد .

" قلب " اطلاقات و اصطلاحات زیادی دارد :

در نزد پزشکان و عامه مردم بر تکه ای گوشت صنوبری شکل که با انقباض و انبساط آن خون در شریانها جریان پیدا می کند و در آن روح حیوانی تولید میشود .

در نزد حکیمان به بعضی از مقامات نفس اطلاق می شود.

در نزد عرفا برای آن مقام و مراتبی قائل اند که خارج از بحث اینجاست .

در قرآن کریم و احادیث شریفه ، در مقامات مختلف ، به هر یک از معانی ، چه معانی متداول بین عامه مردم ( شکل فیزیکی قلب ) و چه معانی متداول بین خاصه( منظور حکما و عرفا) اطلاق شده است ، چنانچه  در آیه ذیل می فرماید :

 إذِ القُلُوبُ لَدَی الحَناجِر ِ3 - آنها را از روز قیامت بیم ده زمانی که جانها به گلو می رسد ، به معنای متعارف آن در نزد پزشکان اشاره می نماید.

و در آیه ذیل :

وَ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُون بِها 4دلهایی دارند که با آنها ( چیزی ) نمی فهمند . به معنی متداول در نزد حکما اشاره دارد.

در آیه ذیل :

و إنَّ فِی ذلِکَ لَذِکْری لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ اَلْقَی السَّمْعَ وَ هُوَ شَهیدٌ 5همانا در آن پندی است برای کسی که او را دلی باشد یا گوشی شنوا ، در حالی که گواه و آگاه است ، به معنی مصطلح نزد عرفا اشاره می نماید.

در حدیث شریفی که از حضرت امیر(ع) ذکر شد ، به معنی متداول در نزد حکما اشاره دارد ، ( قلب و بعضی مراتب آن در نزد عرفا با تفکر مناسبتی ندارد ).

جافِ عَن ِ اللَّیْل ِ جَنْبَکَ ، " جَفا " بمعنی بَعُدَ است ، کنایه از برخاستن از رختخواب در شب،برای عبادت است .

 

فضیلت تفکر

تفکر فضیلت بسیاری دارد ، تفکر کلید درهای معارف و کلید گنجینه های کمالات و علوم است و مقدمه لازم و حتمی برای سلوک ( منش ) انسانیت است و در قرآن شریف و احادیث کریمه تعظیم بلیغ و تمجید کاملی از آن شده است و از کسی که تفکر نمی کند نکوهش گردیده ، از امام صادق (ع) نقل شده :

 أَفْضَلُ العِبادَةِ إدْمانُ التَّفکُّر ِ فِی الله وَ فِی قُدْرَتِهِ 6  - پیوسته اندیشیدن در باره خداوند و توانایی او برترین پرستش است . و در حدیث دیگری یک ساعت تفکر را از عبادت یک شب بهتر و در حدیث دیگری از عبادت یک سال و در حدیث دیگر بهتر از عبادت هزار سال ذکر دانسته است .

در هر صورت برای آن درجات و مراتبی است و هر مرتبه ای نتیجه یا نتایجی را به دنبال دارد که ما به ذکر بعضی از آن می پردازیم :

-          اول تفکر در حق و اسماء و صفات و کمالات اوست و نتیجه آن علم به وجود حق و انواع تجلیات حضرت دوست است و از آن ، علم به آیات و دلایل آشکار و نمایان منتج می شود . ( همان دلیل برهان ) و این افضل مراتب فکر و بالاترین مرتبه علوم و محکمترین مراتب برهان است زیرا که از نظر به ذات علت و تفکر در سبب مطلق ، علم به حضرتش و مسبِّبات و معلولات پیدا می شود ، و این نقشی است از تجلیاتی که بر قلوب صدیقین حک می شود و از این جهت آن را " برهان صدیقین " می گویند زیرا که "صدیقین " از مشاهدهء ذات ، به شهود اسماء و صفات می رسند ( یعنی از تفکر در علت و مشاهده علل به ادراک اسماء و صفات می رسند )، و در آیینه اسماء است که  ، مظاهر و دلائل شهود را می بینند .

اینکه آن را " برهان صدیقین " گوییم برای آن است که اگر صدیقی بخواهد مشاهدات خود را به صورت برهان در آورد و آنچه ذوقا" و شهودا" یافته در قالب الفاظ بریزد این چنین میشود ، نه آنکه هر کس برهان علم به ذات و تجلیات آن پیدا کرد ، از صدیقین است ، یا آنکه معارف صدیقین از سِنْخ ِ براهین است منتها برهانهای مخصوص . هیهات که علوم آنها از جنس تفکر باشد ، یا مشاهدات آنها با برهان و مقدمات آن تشابهی داشته باشد .

تا قلب در حجاب برهان است ، به مرتبه صدیقین نمی رسد. و چون قلب از حجاب غلیظ علم و برهان رها شد ، با تفکر سروکاری نمی یابد ، بدون برهان ، بلکه بی واسطه هیچ موجودی ، در آخر کار و در منتهای سلوک ، به مشاهدهء جمال زیبای مطلق می تواندنایل گردد و به لذت دائم سرمد برسد ، و از عالم و هر چه در اوست وارهد و در سایه کبریای الهی در فنا به بقا برسد ، و از او اسم و رسمی باقی نماند و مجهول مطلق گردد .

از برهان صدیقین نیز صرف نظر نمودیم ، زیرا که مقدماتی دارد که شرح آنها موجب تطویل شود .

 

ادامه دارد .....

 

 

منابع

------------------------------------------------------

1-         اصول کافی ج 2 ص 54 کتاب ایمان و کفر ، باب تفکر ، حدیث 1

2-         خواجه عبد الله بن محمد انصاری هروی (396-481)

3-         سوره مؤمن آیه 18

4-         سوره اعراف آیه179

5-         سوره ق آیه 37

6-         اصول کافی جلد 2 باب تفکر حدیث سوم ص 55

 

  
نویسنده : میدا بارش دوشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٧
    نغمه هاي مهرباني : ()    +